ژوئن 19, 2011

خرداده. از آسمون آتیش می باره. سلولا داغه. حتی یه نسیم نمی آد. یه قطره بارون نمی زنه. هوا سنگینه. پنجره حصار داره. پنجره اون ته نزدیک سقفه. دوازده تا آدم از گرسنگی می پیچند به خودشون. دوازده تا تن از تشنگی بی حال می شن. لب فرو می بندن. گلوشون خشک خشکه. نفس ندارن. پتوها رو جمع می کنن. می خوابن رو زمین به هوای کمی خنکی. از حال می رن…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.