خرداده. از آسمون آتیش می باره. سلولا داغه. حتی یه نسیم نمی آد. یه قطره بارون نمی زنه. هوا سنگینه. پنجره حصار داره. پنجره اون ته نزدیک سقفه. دوازده تا آدم از گرسنگی می پیچند به خودشون. دوازده تا تن از تشنگی بی حال می شن. لب فرو می بندن. گلوشون خشک خشکه. نفس ندارن. پتوها رو جمع می کنن. می خوابن رو زمین به هوای کمی خنکی. از حال می رن…
ژوئن 19, 2011